تبليغاتX
فرسودگی - شمال از شمال غربی،قوی
 2009/6/30 
 

مامان بعد از مدتها خیاطی میکنه...

سورمه دوباره کتاب میخونه...

بابا دوباره گوشی ش رو همراه خودش نمیبره...

برادر صبح ها بازم با صدا های عجیب غریب همه رو بیدار میکنه...

من هم پتو سفری رو از روی دوشم انداختم و در اتاق رو باز کردم!

پ.ن

درسته که این روزا همش خراب بودم...بد بودم...زشت بودم...اما دوستام تنهام نگذاشتند.باید جبران کنم.

 

  10:55 به قلم zahir