2007/12/19
چرا این قصه دیرین چنین است؟اگر این ضعف خاکی زمین استخداوندا چرا خاک و زمین هست؟خداوندا چه میخواهی؟جنگل باور و افکار مضحک و بیمار؟ترکهای خانه دل و دیوار؟خداوندا چرا این خاک من اینچنین دشوار و جانسوز است؟چرا دشنه هستی کینه توز است؟مگر این من و آن او چه میدانند؟چرا همه از هم گریزانند؟خداوندا چرا شادی و غم با همند؟چرا شوق و ماتم در همند؟کجای این بودن بهترین است؟خداوندا هیچ خنده هایت گریه ای غمگین شده؟هیچ از ترس تکرارش بر خود لرزیدهای ؟خداوندا هیچ از ریسمان سیاه و سفید ترسیده ای؟
0:0 به قلم zahir
