"گفت کاش شبیه تو باشد. گفتم کاش از من جز آهنگ نامش، هیچ چیز نداشته باشد. دلم میخواهد عاشق و شجاع و زیبا و قوی باشد. و ای وای از این همه آرزو..."
به دلم نشست...!
پ.ن
یه سری عکس محشر از اورازان طالقان(زادگاه جلال ال احمد) گرفتم که اگه این نت خراب شده دوباره وصل شد میزارما ینجا...شاید هم گذاشتم اینجا
...اضافه به متن
بغضم برای خسرو ترکید...گاهی اوقات کلمات عقیم میشوند و هیچ زایشی برای مفهوم نیست...گاهی اوقات اینقدر گنگ میشوم که دوست دارم نیست میشدم...
هامون را دوست داشتم...ماهی های عشق نور...پری... و خیلی چیزهای دیگه!حیف شدی خسروی عزیز...حیف
هیچ وقت یادم نمی رود وقتی توی اون صحنه بهم گفتی"ادم باید مرد باشه"با اون حرکات دست عجیب و اون شونه بالا انداختن های مخصوص خودت...دیگی کی برامون سهراب بخونه؟
یاد اون روز به خیر که تو کیش با درد فراوان اومدی رو صحنه و یه شعر از سهراب خوندی که مردم تا چند دقیقه فقط تشویقت کردن....یاد اون روز به خیر که از سرطان حرف زدی و از رفتن...یاد روزهای خوبی که با هم داشتیم به خیر...خسروی عزیز تو حیف شدی...یکی این بغض لعنتی را از من بگیره
!...کاش اینطوری تموم نمیشدی
حميد هامون ( خسرو شكيبائي ) : اگه من اوني باشم كه تو ميخواي ديگه اون من نيستم . يعني ديگه من خودم نيستم .
Where is the restive horse jumping?
Short hair the maid
Make dancing the sunset her shoulder
A house on the other side if rain
A leaf blossoming for a short period of time
On shoulder
On stature
Where is jumping this new,fresh
Gazing though shirt?
…Still young girl make dancing world and soul
M.MIRI